بدون عنوان
امروز بعد مدت ها اصرار من بالاخره با خاله و دایی ام رفتیم پارک 8 بهشت نزدیک خونه ی دایی م توی سهند چون هدی اولین 13 بدرش بود مثل 12 سال پیش من روی ماشین عکسشو انداختیم توی راه در عرض فقط و فقط 1 خیابون حدودا یه 20،40 تا سبزی توی راه انداخته بودن جای تاسفه با بابا حساب کردیم 800 میلیون شد حالا مثلا با در نطر گرفتن 100 گرم برا 10 درصد 70 میلیون نفر جمعیت ایران کاشکی یه فکری به حال این سبزی ها بکنن خوب یعنی چی هدر میره حالا بگذریم کلی کیف کردم و همگی از فرق سر تا نوک انگشت پا بوی اتیش گرفتیم پیف پیف پیف البته باید بگم که این سبزی رو از خاله م اینا گرفتیما ...
نویسنده :
آبجی ضحی
21:36
بیچارگی ضحی
امروز جمعه همه ی فک و فامیل ریختن توی خونه ی ما (قوم تاتار)وای از دست این بچه های ریزه میزه ریختن روی سرم داشتم دیونه میشدم حالا خوبه دایی کوچیکم همسر و فرزندانشو نیاورده بود وگرنه دیگه از من ضحی چیزی نمیموند تا برای شما بینندگان محترم اپلود کنم! شکر خدا مریضی هدی هم کم کم داره خوب میشه ولی از ته دلش داره سرفه میکنه خیلی دلم براش میسوزه حیوونکی هیچ کسهم درکش نمیکنه!!!!!!!!!!! دختر خاله ی بزرگمم که نشسته پیشم کمکم میکنه تا اپلودمو کامل کنم ولی خواهرش رفته هاکی داره کیف میکنه ولی منم که عاشق این دختر خالمه م هستم چون به حرف من گوش میکنه خیلی دوسش دارم البته دوست داشتن دوطرفه س هاااااااااااااااااااا این عکس هدی س که در این حالت من هم...
نویسنده :
آبجی ضحی
16:31
اهای بازدید کننده ها ی محترم ما رو از نظر هاتون بی بهره نسازید!!!!!!!!!!
خیلی دلم میخواد نظر شما رو راجع به خواهرم بدونم پس یه دونه نظر رو برا من کم نبینین!!!!!!!!!!! نظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظرررررررررررررررررررررررررررررررر بدین ...
نویسنده :
آبجی ضحی
13:01
هدی خسته توی پالتو
اون روز چون زمستون بود هدی از ماشین سواری خیلی خسته شده بود دیگه دلمون نیومد پالتو شو در اریم برا همون اون جوری تو کرییر خوابش برده خیلی شیرین خوابیده!!!!!!!!!!!!!!! ...
نویسنده :
آبجی ضحی
12:56
هدی کوچولو با کلاه بزرگتر از سرش
هدی جونم اینجا کلاه بابا رو که بزرگتر از سرشه عکسشو گرفتم ! بامزه س نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟از این عکسش که ادای بزرگترا رو در اورده خیلی خوشم میاد!!!!!!!!!!!!!!!!! ...
نویسنده :
آبجی ضحی
0:29
یه خبر بد
چند روز مونده به عید نوروز به طور ناگهانی هدی جون من از روی تخت من افتاد روی زمین سرش به شدت با زمین برخورد کرد الان هم مثل این که سرخک خفیف گرفته حیوونکی همه جای بدنش دون دون شده چند روز پیش هم تب شدید کرده بود ولی شکر خدا حالش رو به بهبوده ما قراره بریم مسافرت برا همون ممکنه که چند روز نبینمتون! ...
نویسنده :
آبجی ضحی
19:57







