هدیهدی، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 7 روز سن داره

تک هدیه خدا

بیچارگی ضحی

1391/1/11 16:31
نویسنده : آبجی ضحی
238 بازدید
اشتراک گذاری

امروز جمعه همه ی فک و فامیل ریختن توی خونه ی ما (قوم تاتار)وای از دست این بچه های ریزه میزه ریختن روی سرم داشتم دیونه میشدم حالا خوبه دایی کوچیکم همسر و فرزندانشو نیاورده بود وگرنه دیگه از من ضحی چیزی نمیموند تا برای شما بینندگان محترم اپلود کنم!

شکر خدا مریضی هدی هم کم کم داره خوب میشه ولی از ته دلش داره سرفه میکنه خیلی دلم براش میسوزه حیوونکی هیچ کسهم درکش نمیکنه!!!!!!!!!!!گریه

دختر خاله ی بزرگمم که نشسته پیشم کمکم میکنه تا اپلودمو کامل کنم ولی خواهرش رفته هاکی داره کیف میکنه ولی منم که عاشق این دختر خالمه م هستم چون به حرف من گوش میکنه خیلی دوسش دارم البته دوست داشتن دوطرفه س هااااااااااااااااااااقلب

این عکس هدی س که در این حالت من هم همچنین عکسی داشتم خواستیم عین هم باشیم

بعد هم داشت خودشو لوس میکرد

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (3)

امیرجون (داشی سجّاد)
11 فروردین 91 18:05
سلام عزیزم... خوبی؟؟؟ عیدت مبارک... وبلاگتم عالی بود... منم امروز برای داداش 7 ساله ام یه وبلاگ ساختم... لطفا به ما سر بزنیــــــــــــــــــــــــد... داداش سجّـــــــــــــــــاد
مامی امیرحسین
12 فروردین 91 11:59
ای جانم چه عکس ناناسی خسته مهمونداری نباشی دخترخاله.یادتم باشه دختر خاله بزرگت منم!ندا میشه دخترخاله وسطی!
ani
30 اردیبهشت 91 13:54
این جا خیلی ناز افتاده