هدیهدی، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 10 روز سن داره

تک هدیه خدا

بیچارگی ضحی

امروز جمعه همه ی فک و فامیل ریختن توی خونه ی ما (قوم تاتار)وای از دست این بچه های ریزه میزه ریختن روی سرم داشتم دیونه میشدم حالا خوبه دایی کوچیکم همسر و فرزندانشو نیاورده بود وگرنه دیگه از من ضحی چیزی نمیموند تا برای شما بینندگان محترم اپلود کنم! شکر خدا مریضی هدی هم کم کم داره خوب میشه ولی از ته دلش داره سرفه میکنه خیلی دلم براش میسوزه حیوونکی هیچ کسهم درکش نمیکنه!!!!!!!!!!! دختر خاله ی بزرگمم که نشسته پیشم کمکم میکنه تا اپلودمو کامل کنم ولی خواهرش رفته هاکی داره کیف میکنه ولی منم که عاشق این دختر خالمه م هستم چون به حرف من گوش میکنه خیلی دوسش دارم البته دوست داشتن دوطرفه س هاااااااااااااااااااا این عکس هدی س که در این حالت من هم...
11 فروردين 1391

اهای بازدید کننده ها ی محترم ما رو از نظر هاتون بی بهره نسازید!!!!!!!!!!

خیلی دلم میخواد نظر شما رو راجع به خواهرم بدونم پس یه دونه نظر رو برا من کم نبینین!!!!!!!!!!! نظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظرررررررررررررررررررررررررررررررر بدین ...
6 فروردين 1391

هدی خسته توی پالتو

اون روز چون زمستون بود هدی از ماشین سواری خیلی خسته شده بود دیگه دلمون نیومد پالتو شو در اریم برا همون اون جوری تو کرییر خوابش برده خیلی شیرین خوابیده!!!!!!!!!!!!!!! ...
6 فروردين 1391

یه خبر بد

چند روز مونده به عید نوروز به طور ناگهانی هدی جون من از روی تخت من افتاد روی زمین سرش به شدت با زمین برخورد کرد الان هم مثل این که سرخک خفیف گرفته حیوونکی همه جای بدنش دون دون شده چند روز پیش هم تب شدید کرده بود ولی شکر خدا حالش رو به بهبوده ما قراره بریم مسافرت برا همون ممکنه که چند روز نبینمتون! ...
5 فروردين 1391