هدی خانومه
من دیگه واقعا احساس میکنم که هدی بزرگ شده از پله ها میره بالا مثلا خونه ی مامان بزرگم اینا حدودا 20 تا پله داره همه ی اونا رو اون روز بالا رفت یعنی همگی دهنمون باز مونده بود 
از میز ها میگیره و بلند میشه و روی همه ی میز ها رد انگشت های کوچولو داریم همیشه!
میتونه بدون اینکه کسی ازش بگگیره چند ثانیه خودش وایسته!

میاد اتاق من و هرچی که دم دستش باشه رو مبریزه زمین یعنی من روزی حدودا 20 بار دکور اتاقمو درست میکنم!
مهمترینش که برا خودش ضرر داره میره از میز تلویزیون میگیره و بلند میشه که امکان داره تلویزین بیافته رو سرش
از تخت میاد پایین،میزوجابجا میکنه و زندگی رو جارو میکنه و............................

میبینی خودم بستنی قیفی میخورم وهمه جامو کثیف میکنم

دستمو کردم توش تا ببینم این همه که من زحمت کشیدم تا بخورمش از توش چی درمیاد!

از شلوغی دیگه نمیدونم چی کار کنم گفتم برم زیر میز تا یه کار جدید کرده باشم


اینا همون پله هایی هستن که تازه یاد گرفتم از اونا بالا برم.و دنیای اتاق مامان وبابا رو به هم بریزم!

خداحافظ همه ی نی نی های نی نی وبلاگ از این که به عسک های من نگاه میکنین مشتکرم


هدی خانومه
