بالاخره تموم شد!!!!!!!!
بالاخره امتحانام تموم شد و من از این به بعد میتونم بهتر و بیشتر برای شما ها مطالب بذارم !!!!!!!!
اتفاقات مهمی که به شما ها خبر نداده بودم:
١-هدی به سختی از جون جون خودش یعنی پستونک دل کند اخی الهی بمیرم واسش زبون نداره که بگه من اون چیز پلاستیکی رو میخوام دلم واسش تنگ شده!!!!!!!!!!!!!!!!!!
٢-هدی میتونه به طور کامل چهار دستو پا بره این اتفاق اولش مثل یه سوسمار که روی شکمش خودشو میگشه بود ولی بعدا نشست و بعدشم الان داره به طور کامل چهار دستو پا بره!!!!!!!!!!!!!!!!
٣-هدیل من میتونه بعضی کلمه هارو بگه مثل(بابا،دردر،رفت و اومد البته به زبان ترکیشون،و علی این حرف رو پری روز بابارضا گفت یا علی و طوطی خانوم هم یاد گرفته و هی میگه علی علی)
٤-میتونه از وسایل بگیره و خودشو بلند کنه دیگه تو تخت هم جاش امن نیس چون بلند میشه میافته روی زمین بابا از دست این بچه ی شیطون دیگه نمیدونم کجا بذارمش
٥-یه دونه دندونشم تبدیل به دو تا شده و راحت دیگه همه چیو گاز میزنه 
٦-اخی خواهر گلم همیشه تشنه س ادم میخواد یه کم اب بخوره یه جوریبه ادم نیگا میکنه که انگار تشنه لب کربلا س و اب میمونه تو دهن ادم
٧-فک کنم همگی اون اهنگ ارش (ملودی)رو شنیدین برا اون چه میرقصه چه میرقصه که نگو و نپرس

اینجا همون جایی که داشتم اماده میشدم تا برا ملودی برقصم!

تو رو خدا شما بگین این چه وضع خوابیدنه اخه از فرط خستگی حتی وضعیت سرشو درس نکرده


بالاخره تموم شد!!!!!!!!
